سلام سال نوتون مبارك. دلم براي همتون تنگ شده. مي خواستم وبلاگمو حذف كنم و براي هميشه برم. اما از اونجاييكه آدم بي اراده اي هستم نتونستم. دوستون دارم و هيچوقت فراموشتون نمي كنم. مراقب خودتون باشيد.
زمستان سال 82
اول دي شب يلدا بود كه يادم نيست بهم خوش گذشت يانه.
چهارم دي تولد شازده ابوالفضل پسر دوست بزرگوارم جناب آقاي لوطي حيدر ( آبدارچي حرفهاي ناگفته) بود كه كلي به خودم خوش گذروندممممم.
فكر كنم ششم دي بود كه حادثه دلخراش بم اتفاق افتاد و همه مردم را بيشتر از ناراحتي دچار ترس و وحشت كرد.
18 دي هم امتحانام شروع شدوكلي اعصابم خورد شد.
بهمن ماه هم كلي عيد و تولد وجشن توش بود و كلي يكنواختي توي زندگيم .(البته بگماا بعدا فهميدم تولد دوستان تو بهمن ماه وگرنه منكه از خدامه يه جشن كوچولو موچولوهم براشون ميگرفتم.. اگه عمري باقي باشه سال بعد جبران ميكنم)
اسفند82
دوتا ني ني كوچولو تو بيمارستان به خاطر دختربودنشون رهاشدن و كسي نيومد دنبالشون،آخرشم يكيشون رفت پرورشگاه ،يكيشونم فرزندخونده يه خانواده شد.
سه تا ني ني كوچولو هم به خاطر بي توجهي و كوتاهي تيم احياء وعدم تجهيزات بيمارستاني فوت كردن.
تو بخش نوزادان هم( به قول دوستام )براي شونصدتا بچه مادري كردمممممم، ولي همشون زشت بودن بجز يه ني ني كوچولوي هپاتيتي كه ايشالا حالش خوب بشه.
نيمه اسفند هم تولد چندتا ديگه از دوستام بود كه بهشون قبلنا تبريك گفتم.
روز جهاني زن از رويدادهاي مهم زندگي من بود كه متاسفانه ازش استقبال خوبي نشددد.
روز چهارشنبه سوري هم به طور ناباورانه خودمو همراه يه كادو جلوي در خونه دوستم كه ميونم باهاش شكراب شده بود ديدم. واي نميدونيد آشتي كردن چه كيفي داره .كلي احساس بزرگي ميكنممممممم.
درگذشت هنرمند بزرگ سينماي ايران مرحوم مهدي فتحي در آخرين ساعات سال 82 از حوادثي بود كه منو واقعا متاثر و شوكه كرد.
ايشالا سال 83 براي خودم وخودتون سالي سرشار از شادي و پيروزي باشه.
الهي!طلب دادي طرب ده، كشش دادي گشايش ده، راه نمودي سلوك ميسر گردان،دل دادي به انوار معارف منور گردان، تن دادي توانايي ده، چشم دادي بينايي نه، دل دادي دانايي بنه، سر دادي به سجود آر، سرّ دادي به سرور آر.
الهي !ما در عصيان كوشيديم تو به كمال كرم پوشيدي، چو پوشيدي رسوا مكن، آنچه پنهان داشتي باز پيدا مكن.
الهي !ضعيفم خواندي چنانم مگذار كه در پيش خود بمانم.
الهي !ما را از سه آفت نگاه دار : از وساوس شيطاني ، از مكايد نفساني و از غرور ناداني.